آذر ۷, ۱۳۹۹

UI و UX آغاز طراحی و شروع کسب و کار نیست!

توجه: این آموزش واسه عمومه نه متخصصین UI و UX و مجریان حرفه ای تبلیغات و برندینگ.پس با افتخار از همه متخصصین UI و UX و برندینگ و تبلیغات، دعوت می شه که با اعلام نظرات و ایرادا و پربار کردن این پست، به کل فعالان فضای گسترده اینترنت، دید درست تری ارائه کنن و در افزایش فرهنگ و سطح فکری کار و کاسبی اینترنتی، هر چند کوچیک، سهیم باشن.

اگه اجازه بدین دوست دارم قبل از شروع پست، خیلی خلاصه بگم و فریاد بزنم که :

UI و UX ، نقطه شروح طراحی سایت نیس! بلکه حاصل یه طرح تجاری هست.

مطمئنا میدونید UI و UX معنیش چیه.User Interface و User Experience ، دو مبحث بسیار گسترده ایه که بدیش اینه بیشتر تصور می کنن، UI و UX شروع یه طراحی سایت یا تجارت اینترنتیه!نه فقط در ایران بلکه در جهان، واسه تجارتای انلاین کوچیک، زیاد به UI و UX توجه نمی شه.اما UI و UX حتی واسه تجارتای کوچیک شدیدا می تونه در افزایش فروش اثر داشته باشه.

شاید فکر کنین می خوام بگم که UI یعنی ظاهری قشنگتر و جذاب و UX یعنی اجرا وب سایتی که کاربر رو بتونه در خودش نگه داره طوری که کاربر انگیزه پیدا کنه که با سایت شما بازی بازی کنه و چرخ بزنه!

اما نه! نمی خوام درباره این صحبت کنم.اگه شما قبلا خوب معنی UI و UX رو نمی دونستید، حالا میدونید.پس احتیاجی به تکرار مکررات ، اونم واسه این موارد ابتدایی نیس!

بیایید کمی حرفه ای تر با هم صحبت کنیم.کمی به عقب میریم!فکر قالب و ظاهر سایت رو از خود دور کنین.

فرض کنین قراره یه تجارت اینترنتی راه اندازی کنین. مرحله اول راه اندازی هر کار و کاسبی، برنامه ریزی یه طرح تجاری و مدل کسب کاره که از برند و نام شما شروع می شه! نام و برند شما، قراره در فضای گسترده اینترنت منتشر شه و از مشتریان پول دریافت کنه.پس نیاز به ابزارا و چیزایی دارین که بتونین نام و برند خود رو به چشم مردم بشناسانید طوری که در ذهنشون همیشه باقی بمونین.پس به این نتیجه می رسید که آرم و لوگویی متفاوت و جذاب داشته باشین که کل تجارت شما در اون خلاصه شه! طبیعتا هر آرم و لوگویی هم از رنگای خاصی پیروی می کنه.در نتیجه رنگ سازمانی انتخاب می شه!

برنامه ریزی

پس، اولین نکته که در UI شما باید رعایت شه، رنگ سازمانی شماس.به تبلیغات رایتل دقت کردین؟فکر می کنین رایتل رو جو میگیره و همینطور بی حساب کتاب هزینه تبلیغات می کنه؟در تبلیغات تلویزیونی، رنگ لباس آدمایی که جلوی دوربین هستن همیشه بنفشه.رنگ وسایل در دست اونا، رنگ دکوراسیون و محیط تبلیغ، رنگ افکتای تصویری همه سفید و بنفشه.در نتیجه رنگ سایت، رنگ سیم کارت، فاکتورا، فرما و … همه سفید و بنفش هستن.به چه دلیل؟چون سفید و بنفش رنگ سامانی این اپراتور است.اینا همه واسه اینه که به مخاطب القا شه، سفید و بنفش یعنی رایتل.وقتی سفید و بنفش در اذهان عمومی به عنوان نماد این اپراتور جا بیفته، به صورت خودکار و ناخودآگاه، مردم به سمت به کار گیری اون پیش می رن و هنگام خرید یه حس امنیت و آشنایی به مشتری دست میده.

اما ایرانسل از رایتل هم قوی تره.سالها پیش، که هنوز تبلیغات انقدرا با حساب کتاب نبود، ایرانسل با رنگ زرد(زرد پررنگ یا نارنجی کمرنگ) و آبی خودش و با اون آهنگ خاص خودش که امضاش بود، به وسط معرکه اومد و به رقابت با قول انحصاری اپراتور گوشی موبایل یعنی همراه اول، پرداخت.ایرانسلی که در تبلیغاتش، رنگ سردر نمایندگی هاش،وب سایتش و همه و همه، از نارنجی کمرنگ و آبی استفاده شده.طوری شده که اگه دو رنگ نارنجی کمرنگ و آبی ایرانسلی رو در جایی ببینین، ناخودآگاه یاد ایرانسل می افتین.

موبایل

پس ایرانسل، در اول، در تدوین طرح تجاری خود موفق انجام داد.تبلیغات و روشی که در پیش گرفت، نشون دهنده این بود که شدیدا بازار و رقبای خود رو بررسی کرده بود و هدف اولیه خود رو افزایش تعداد مشترک، در نظر گرفت تا افزایش سود از یه مشترک.پس تا تونست تلاش کرد نمایندگیا خود رو زیاد کنه و اولین بار در سال ۸۶، مبادرت به ارائه نمایندگی واسه فروش شارژ ایرانسل به صورت اینترنتی کرد..تا حالا که بازم خسته نمی شه و شدیدا در حال رقابته و اینترنت نسل چهارم عرضه می کنه و حریف قدرتمندی واسه بقیه اپراتور هاست.

تا حالا چقدر به UI و UX سیستم عامل IOS توجه کردین؟به نظر من شرکت Apple استاد UI و UX در گوشی موبایل س! شما بدون اینکه دلیلش رو بفهمین، دوست دارین فقط با این سیستم عامل بازی بازی کنین.

شاید سوال کنین اینایی که درباره ایرانسل و رایتل و … گفتم چه ربطی به UI و UX داشت؟ ربط اون در این جمله طلاییه که UI و UX تنها نتیجه طرح تجاری هستن! خود UI و UX یه نتیجه هستن.وقتی در طرح تجاری رنگ سازمانی مشخص شه، وقتی تعیین شه که بازار هدف چه گروهی هستن و وقتی تدوین شه که روش درامد زایی به چه روشیه ، اون وقته که UI و UX بر مبنای طرح تجاری طراحی و اجرا می شه.

مثالی واسه شما می زنم.فرض کنین می خواید یه سایت در مورد تور راه اندازی کنین.شما اول در تدوین طرح تجاری خود مشخص می کنین که چیجوری می خواید از این سایت درامد زایی کنین.مطمئنا شما واسه یه سایت مربوط به تور به موراد زیر که به صورت کلی هم در پست طرح تجاری به اون پرداختم، فکر می کنین:

یک مطلب دیگر:
اصول مصاحبه شغلی برای خجالتی‌ها

۱- چه جایگاه های بنر تبلیغاتی بذارم؟

۲-چیکار کنم بنر ام واسه مشتریان من بازدهی و کلیک داشته باشه؟

۳- به برگزار کننده تورا و آژاسای مسافرتی اجازه ثبت نام رایگان بدهم؟

۴-چگونگی چیدمان تورا رو به چه شکلی بذارم که هم کاربر جستجو کننده تور خیلی راحت به هدف خود برسه هم من بتونم درامد به دست بیارم؟

۵-چیکار کنم که مشتریانم دائمی باشن؟

و …

وقتی جواب سوالای بالا رو پیدا کردین و رقبا و امتیازای موجود اونا رو بررسی کردین و آینده و تغییرات احتمالی رو تا حدودی محاسبه کردین، اون وقته که باید تازه، به فکر طراحی قالب سایت خود باشین.قالبی که حاصل از فکر و طرح تجاری شماس و رنگ سازمانی شما در اون دید شده و با دقیق ترین جزئیات درباره چگونگی درامد زایی اون فکر کردین و در UX اون ، سوالاتی که در بالا از خود پرسیده اید، رو دید کردین.قالبی که امضای برند شما و یکی از فاکتورای تضمین کننده درامد زایی شماس!قالبی که کاربر مشتری رو راغب به پرداخت پول به شما بکنه! قالبی که به ازای تک تک قسمت هاش، فکر کردین که چیجوری شما رو در پیشبرد طرح تجاریتان، کمک می کنه. اینجاس که طراح، باید به طرح تجاری شما واقف باشه تا بتونه به بهترین شکل، User Interface و User Experience رو اجرا کنه.

حالا واسه تجارتایی که اهداف بزرگی دارن تصور کنین اقدامات زیر انجام شه:

۱- دانلود قالب!

۲-طراحی سایت با اسکریپت و … .

۳-سئوی قالب!

۴-تبلیغات به سبک پدیده شوم پاپ آپ جهت کاهش رتبه الکسا و گول زدن ساده لوحان واسه جذب تبلیغات!

یا تصور کنین که بی حساب کتاب، اقدام به راه اندازی کار و کاسبی اینترنتی شه.

و نتیجه که ای بدست میاد:

شکست و رسیدن به این باور که اینترنت جای رسیدن به درآمد نیس! دست زیاد شده!

فکر می کنم، به اندازه کافی تونسته باشم مطلب مورد نظرم رو که UI و UX نقطه شروع نیس.بلکه خودش حاصل یه طرح تجاری هست، منتقل کنم.

با سپاس فراوون از آقای جزیره هایی.من متنی از صحبت ایشون رو درباره این پست و موضوع اون، در زیر آورده ام:
“شاید این پست از واسه تخصصی و فنی اشکالات بیشماری داشته باشه اما مهمترین نکته ای که در اون خیلی راحت مشاهده می شه تغییر نگرشیه که شما به اهمیت اون فهمیدین، تغییر نگرشی که مرز بین یه کار بازاری، بی هدف و بی نتیجه رو با کاری که واسه کارفرما ارزش بوجود میاره مشخص می کنه.
الان تو یه دوره انتقالی هستیم، خیلی از کسب و کارا و صاحبان اونا فهمیدن که فضای اینترنت وزن بسیار سنگینی در کار اونا پیدا کرده و واسه حضور در دست به کار شدن. اولین اقدامی که بیشتر اونا انجام میدن مراجعه به یه.فرد یا شرکت طراحیو برنامه نویسی وب سایته، شرکتایی که بیشتر اونا براساس علم طراحی و برنامه نویسی ساخته شدن. نتیجه به طور کامل مشخصه، شکست پروژه و تامین نشدن اهدافی که کارفرما واسه رسیدن به اونا روز تعدادی کرده و در آخر به هدر رفتن پول و زمان و در آخر دلزدگی.
دلیل بسیار مشخصه کار به کسی سپرده شده که تخصص لازم واسه نتیجه گیری از اونو نداره. یه سایت طراحی گرافیک و برنامه نویسی اون نیس، UI و UX هم نیس. با اینکه این موارد اهمیت بسیار زیادی دارن و کیفیت و تاثیرگذاری کار به اونا وابسته اما نقطه شروع جای دیگه ایه: مدل کسب وکار و طرح تجاری.

دلیل اصلی شکست بیشتر پروژه های سایت و به نتیجه نرسیدن اونا، نداشتن یه مدل کار و کاسبی و یا ناهماهنگی با مدل کار و کاسبی کارفرما هستش. بدیش اینه طراحان و برنامه نویسان سایت رو فقط یه سری از منوها و صفحات و امکانات و کدها می بینن که گویی مثل آش شله قلم کار در هم مخلوط شدن! مدل کار و کاسبی به ما میگه که کارفرما چه ارزشی رو می خواد به مشتری ارائه کنه، مشتریانش چه ویژگیایی دارن، رفتار خرید مشتریان چیجوریه و از همه مهمتر چیجوری می خواد از اونا پول بگیره.
وقتی که همه اینا مشخص شد نوبت به روش هدف دار برندینگ، بازاریابی، تعین رنگ سازمانی، شخصیت پردازی و… میرسه و پس از همه اینا تازه می رسیم به تخصص UI و UX و بعد طراحی گرافیک و برنامه نویسی.
اگه با مدیران سایتهای موفق صحبت کنین اون وقته که میفهمید که به چه دلیل به اینجور موفقیتی رسیدن، اونا اول مدل کار و کاسبی خود رو مشخص کردن، برنامه عملیاتی خود رو رسم کردن و بعد، سراغ گرفتن بازیکن رفته ان و یا اگه در اول این کار رو انجام نداده ان پس از چندی توقف کردن، به عقب برگشته ان و این روند رو گذروندن.
حالا خوبیش اینه شرایط اونقدرا هم نا امید کننده نیس. چند سالیه که استارت آپا و کانونای کارآفرینی در ایران پا گرفتن و از بین جوانان مخاطبین زیادی به خود جذب کردن. با این روند آینده روشنی در پیش میشه. اما رقابت اصلی اینجاس که پول و منابع در اختیار کسانیه که اطلاع کمی از این موضوع دارن و یا بی اطلاعند. شما چندتا از مدیر ان سنتی شرکتای کوچیک و بزرگ رو میشناسین که بدونن واسه طراحی سایت خود اینجور فرآیندی رو باید طی کنن؟ شاید چاره در استخدام همین جوانانیه که با شور شوق در این استارت آپا و کانونای کارآفرینی شرکت میکنن و با این مفاهیم آشنا هستن.”

کارآفرینی