– اختلالات روانی در متقاضیان جراحی زیبایی

در جامعه به شدت پویا و پرشتاب کنونی که اولین برداشت­ها و تأثیرات در طرف مقابل مهم هستند، ظاهر افراد، نمادها و نشانه­های خارجی، منزلت و اهمیت بسزایی می­یابند. زیبایی بر این اساس به عنوان یکی از مؤلفه­های جایگاه اجتماعی در ارزیابی موقعیت­های اجتماعی افراد جامعه مهم قلمداد می­گردد. شکل­گیری پدیده­ای به نام جراحی پلاستیک، شاید بزرگترین کمک ممکن را به کسانی کرد که از قیافه و ظاهر خود ناراضی بودند (کیوان­آرا، 1389).

در طی 20 سال اخیر تحولاتی در روش­ها و جزئیات جراحی زیبایی بدست آمده که باعث فواید چشمگیری برای جراح و بیمار شده است. امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایعترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره گیری از آن ، رو به فزونی است. از زمانیکه پیشرفت­های علم پزشکی، توانایی بشر را در دستکاری و تغییر ظاهر افراد ممکن ساخته طالبینی بسیار زیاد از مردم برای جراحی زیبایی به وجود آمد. از سوی دیگر وضعیت روانی و شخصیتی متقاضیان نیز در انجام این اقدام تأثیر گذار بوده است (عزیزی، 1387).

Ishigooka (1998)، درپژوهشی روی 415 بیمار متقاضی جراحی زیبایی به منظور مشخص نمودن ویژگی­های روانپزشکی، دریافت که وجود اختلالات نوروتیک، افسردگی، فوبیا و ناسازگاری­های اجتماعی در بین آنها چشمگیرتر از سایر اختلالات است. دراین ارتباط Moss در سال 2009 دریافتند که پیش از انجام عمل زیبایی، سطح اضطراب و افسردگی متقاضیان جراحی زیبایی نسبت به گروه کنترل، به ترتیب 4/7 و 6/7 درصد بیشتر بوده است، همچنین این افراد در سایر جنبه های اجتماعی و روابط نیز دچار ناسازگاری و اختلال بودند.

Marsh در سال 2000 در پژوهشی به ارتباط نارضایتی از بدن در متقاضیان جراحی زیبایی با اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روان پریشی، وسواس، تضعیف خودپنداره و اعتماد به نفس پرداخت.

همچنین Green and Pritchard در سال 2003 در مطالعه خود بیان کردند که نارضایتی و نگرانی نسبت به بدن و اشتغال ذهنی به تغییر دادن آن در بین جوانان داوطلب جراحی زیبایی بیشتر مشاهده می­شود.

در مطالعه­ای افراد متقاضی جراحی زیبایی پس از عمل بهبودی بیشتری در حساسیت بین فردی، وسواس و نگرانی نسبت به ظاهر، جرأت ورزی، اعتماد به نفس و سازگاری­های اجتماعی از خود نشان دادند (De Sousa, 2007).

همانند دیگر تخصص­ها در پزشکی، مداخله­های جراحی زیبایی نیز باید قبل از آنکه بر روی بیماران اعمال شوند، تحت کارآزمایی­های بالینی دقیقی قرار بگیرند. مرز بین نوآوری در جراحی و آزمایش بر روی انسان مرز مبهمی است و همیشه باید تأکید بر حفاظت از سلامت و تندرستی بیماران باشد.

در این باره، وضعیت روانی سالم نیز در میزان رضایت بعد از عمل جراحی زیبایی، محوری تعیین کننده است که مهمتر از تکنیک جراحی می­باشد، در بررسی که بر روی 151 نفر داوطلب جراحی زیبایی با استفاده از پرسشنامه 90- SCL انجام گرفت، مشاهده شد که 1/70 % از متقاضیان دارای علایم روانشناختی مثبتی بودند، 8/27 % اختلال شکایات جسمانی، 9/13 % اختلالات پارانوئید، 9/9 % پرخاشگری، 3/7 % فوبی، 6 % روانپریشی، 6/2 % وسواس، 1/3 % اضطراب، 1/3 % دچار نقض در روابط بین فردی بودند (توتونچی و همکاران، 1386).

مسعودزاده و همکاران در سال (1388)، روی 50 فرد متقاضی جراحی زیبایی بینی با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت[1] و سلامت عمومی[2] مشاهده شد که در این افراد، الگوی شخصیتی باز بودن و برون­گرایی بیشتر و بی­ثباتی هیجانی و توافق کمتر است و در وضعیت سلامت عمومی شکایت­های جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال خواب وجود داشت.

اقدام به جراحی زیبایی در جامعه مدرن امروزی آنچنان همه گیر شده است که می­توان آن را حتی یک اپیدمی دانست.

 

2-15-2- تأثیر جراحی زیبایی بینی بر عزت نفس و تصویر منفی فرد از خود

جراحی زیبایی یکی از مسایل مهم در حوزه پزشکی، فرهنگی و در زمره موضوعات مورد بررسی در جامعه شناسی بدن است. مطالعات قبلی نشان داده است که جراحی زیبایی در جامعه ایران، طی سال­های اخیر افزایش یافته است و سالیانه 160 میلیارد ریال صرف انجام اعمال زیبایی می­شود (مظلوم خراسانی، 1390). ایران همچنین رتبه اول را از نظر تعداد جراحی­های زیبایی انجام شده در جهان دارا می­باشد، این جراحی­ بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود و در پاره­ای از موارد جهت افزایش عزت نفس انجام می­شود (قعله­بندی و افخم ابراهیمی، 1383).

بدن افراد از تجربه­های اجتماعی، به خصوص از هنجارها و ارزش­های گروه­هایی که به آن تعلق دارند، تأثیر می­پذیرد. یکی از جنبه­های روان­شناختی مورد بررسی در ارتباط با جراحی­های زیبایی، تصویر منفی فرد از خود[3] است. ویژگی­ اصلی آن، عبارت از اشتغال ذهنی فرد با نوعی ناهنجاری جسمی جزیی مرتبط باشد و دلواپسی بیمار در مورد آن افراطی و عذاب­آور است. افرادی برای بهبود تصویر ذهنی از ظاهر خود در جستجوی تغییراتی، از طریق رژیم­های غذایی، ورزش یا جراحی زیبایی هستند، دامنه تصویر ذهنی منفی و نگرانی از آن بسیار گسترده است و بیشتر افراد جوان را درگیر می­کند. بیشترین اشتغال ذهنی مربوط به پوست، مو، بینی، چشم­ها، دهان، لب­ها، فک­ و چانه است، اما اشتغال ذهنی ممکن است به طور همزمان مربوط به چندین قسمت بدن باشد (Phillips, 2009).

تصویر بدنی برای اولین بار به وسیله Shilder در سال 1950 با چشم­اندازی روان­شناسانه، به صورت «تصویری از بدنمان که ما در ذهنمان شکل می­دهیم و شیوه­هایی که بدن برایمان آشکار می­شود» تعریف شده است. این اشتغال ذهنی باعث می­شود که افراد، زمان و هزینه زیادی را صرف تغییر در ظاهر خود کنند نارضایتی از تصویر بدنی پیامدهایی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی دارد. فشارهای هنجاری که از سوی چامعه به ویژه جامعه غربی، افراد بسیار نزدیک[4] و رسانه­ها به خصوص به زنان تحمیل می­شود بر تصویر آنها از بدن خودشان تأثیر می­گذارد و این تصویر نامطلوب، موجب به اقدام جراحی زیبایی می­شود. به این ترتیب، اگر آنها از بدن خود احساس منفی نداشته باشند و از بدن و ظاهر خود راضی باشند، به احتمال کمتری دست به جراحی زیبایی می­زنند (عنایت و مختاری، 1388).

مطالعات قبلی در زمینه تحلیل ارتباط بین تصویر منفی نسبت به بدن خود، بیشتر تمایل به تغییراتی در بدن خود از طریق جراحی زیبایی دارند. از این گذشته، با توجه به این که یکی از ابعاد عزت نفس، میزان احساس رضایت فرد از ویژگی­های جسمانی خود است، زنانی که اعتماد به نفس بالایی دارند کمتر تمایل به جراحی زیبایی دارند و از سوی دیگر، زنانی که تصویر منفی از بدن خود دارند، اعتماد به نفس کمتری دارند و سایر مطالعات نشان داده­اند که جراحی زیبایی، اثر مثبت و قابل توجهی در اعتماد به نفس، رضایت از خود، هویت خود جسمی، خود خانوادگی و خود اجتماعی دارد (توسلی و مدیری، 1391).

دیگر مطالعات پیگیرانه به برسی اثرات طولانی مدت جراحی­های زیبایی پرداخته­اند. برای نمونه نشان داده شده است که جراحی­های زیبایی پش از دوره­های پیگیری چند ساله بر بهبود تصویر فرد از خود و بهبود عزت نفس موثر بوده. و منجر به تغییراتی در وضعیت روانی (افسردگی و عزت نفس) افراد شده است، همچنین در افرادی که اقدام به جراحی بینی می­کنند، ارتباط مثبت و معنی­داری بین سلامت روانی و تصویر فرد از خود قبل و بعد از جراحی زیبایی وجود دارد (مظلوم خراسانی و همکاران، 1390).

به طور خلاصه، مطالعات قبلی نشان داده­اند که جراحی­های زیبایی می­توانند عامل تغییرات روان­شناختی باشند که در زمره این تغییرات، می­توان از احساس شایستگی و عزت نفس نام برد. از سوی دیگر، تغییرات روان­شناختی (برای نمونه داشتن تصویر منفی فرد از خود) نیز می­تواند افراد را به سوی انجام جراحی­های زیبایی شوق دهند و یا این که به واسطه­ی جراحی زیبایی کاهش یابند. محققان نشان داده­اند که بیشترین بهبود پس از جراحی زیبایی، در مورد رضایت از ظاهر و اعتماد به نفس است. دیگر مطالعات نیز میزان بالایی از بهبود تصویر بدن و بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی و تصویر فرد از خود به دنبال عمل جراحی را گزارش نموده­اند (Smith, 2007).

مطالعات انجام شده در داخل کشور نشان داده­اند بین افسردگی و ارزیابی از ظاهر بعد از جراحی زیبایی رابطه منفی و همچنین بین سلامت روانی، مشکلات جسمانی و توجه به ظاهر، همبستگی منفی وجود دارد (خواجه صالحی، 1391).

پژوهشگران معتقدند که بهبود تصور فرد از ظاهر بعد از جراحی زیبایی، اثر قابل توجهی بر افزایش عزت نفس افراد اقدام کننده به جراحی زیبایی را فراهم می­کند. جراحی، به طور معمول برای کاهش نارضایتی از ظاهر و افزایش عزت نفس صورت می­گیرد. جراحی زیبایی، بیشتر برای از بین بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود انجام می­شود (Hrabosky et al., 2009).

یکی از تبیین­های احتمالی برای تأثیر مشاهده شده جراحی زیبایی بر تصویر منفی فرد از خود، این است که افراد داوطلب جراحی زیبایی به طور معمول، ظاهر بیرونی خود را منفی­تر از افراد غیر داوطلب ارزیابی و تصور می­کنند (Henderson-King, 2005).

Crerand and Sarwer (2004)، جراحی زیبایی را به عنوان وسیله­ای برای بهبود ظاهر فیزیکی و سلامت روانی گزارش کردند.

2-16- استرس، اضطراب و افسردگی در متقاضیان جراحی زیبایی

برای رسیدن به یک زندگی سالم و رضایت بخش و ایجاد سازگاری با خود و دیگران، داشتن یک تصویر ذهنی واقع­بینانه و شایسته ضروری است و چنان چه فرد از نظر فیزیکی احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشد، شانس بیشتری دارد که تصویر بدنی مثبتی نیز داشته باشد. اما گاهی استرس و اضطراب، دیدگاه­های خودانتقادی یا پایین بودن میزان ارزشمندی فرد، بر اینکه چه حسی نسبت به بدن خودش داشته باشد تأثیر می­گذارد که باعث می­شود بسیاری از مردم به تغییر در ظاهر اندام خود بپردازند و اقدام به عمل جراحی پلاستیک بنمایند (Stwart, 2006).

در سال­های اخیر در ، بیشتر کشورهای پیشرفته فشار اجتماعی بر تصویر بدنی به میزان قابل توجهی در ارتباط با وزن و شکل بدن مطرح است و برای بسیاری از زنان یک بدن ایده­آل و زیبا مطابق با معیارهای اجتماعی روز، داشتن بدنی لاغر یا کمتر عضلانی است در حالی که برای مردان داشتن بدنی با ماهیچه­های بزرگ­تر، ایده­آل محسوب می­شود (Wright and Wright, 1975).

تصویر بدنی به ارتباط شخصی فرد با بدنش به خصوص باورها، افکار، ادراکات، احساسات و فعالیت­های فرد که با ظاهر فیزیکی او ارتباط دارد مربوط می­شود (Kelly et al, 2001).

بر اساس تحقیقات Ivarsson و همکارانش (2005)، که به بررسی ارتباط میان خودپندارهی بدنی، افسردگی، استرس و اضطراب در گروهی از نوجوانان سوئدی پرداختند، مشخص گردید که تفاوت ارزیابی­­های فرد از  خودش با معیارهای ایده­آلش در مورد وضع ظاهری بدنی پایین بود و نمره افراد در تصویر از بدن با نگرش مثبت نسبت به لاغری، خلق و خوی منفی، علائم استرس و اضطراب و ترس­های اجتماعی و همچنین اضطراب فیزیکی همبستگی زیادی نشان داد.

تصویر ذهنی از بدن، یکی از ابعاد مهم خودظاهری و خودارزیابی در طی دوره­ی نوجوانی است و غالباً به صورت درجه­ای از رضایت از ظاهر فیزیکی (اندازه، شکل و ظاهر عمومی) تعریف می­شود که در سنین نوجوانی به علت این که اثرات پیچیده­ی روانی بر روی تمام مفهوم خود، تأثیر می­گذارد، در این سن، مهم تلقی می­شود.

بر اساس تحقیقات Gullone (1998) در امریکا کسانی که رضایت بیشتری از تصویر ذهنی بدن خود داشتند، از سلامت روانی (عدم وجود اضطراب و افسردگی) بالاتری برخوردار بودند.

تحقیقات Dishman و همکارانش (2006)، مشخص گردید که یک رابطه­ی قوی و مثبت بین تصویر بدنی به طور کلی و عزت نفس و نیز یک رابطه­ی معکوس متوسط بین عزت نفس و نشانه­های افسردگی وجود دارد.

همچنین مشخص گردید که تغییر در آشفتگی تصویر ذهنی از بدن به طور معناداری با تغییرات در عزت نفس و عواطف منفی فرد پیرامون تصویر ذهنی­اش از بدن همبستگی نشان می­دهد (قلعه بندی و افخم ابراهیمی، 1383).

بر اساس نتایج حاصل از پژوهش­های Ivarsson و همکارانش (2005)، نیز مشخص گردید که تفاوت ارزیابی­های فرد از خودش با معیارهای ایده­آلش در مورد وضع ظاهری بدنی و پایین بودن نمره­ی افراد در تصور از بدن با نگرش مثبت نسبت به لاغری، خلق و خوی منفی و علائم استرس و اضطراب و ترسهای اجتماعی و همچنین اضطراب فیزیکی همبستگی زیادی را نشان داد.

نتایج حاصل از تحقیقات Jennifer (2006)، در آمریکا نشان داد افرادی که دارای علائم معناداری در اختلال تصور بدنی بودند سطح بالای افسردگی، استرس، اضطراب و خودکشی را نشان داده و به علاوه، گروهی که علائمی از مشکلات وزن و بدشکلی بدن داشتند، به طور معناداری علائم (استرس پس از حادثه)، ناسازگاری اجتماعی و مشکلات جنسی از خود نشان دادند. بر اساس تحقیقات مشخص گردید اختلال در تصویر بدنی منجر به ایجاد ابعادی از مشکلات شناختی، رفتاری و سلامتی می­شود.

استرس به عنوان یکی از مشکلات روانی می­تواند با عدم رضایت از تصویر ذهنی ارتباط داشته باشد و انسانها، زیبایی ظاهری را با ویژگی­های شخصیتی پسندیده همچون شایستگی، و پذیرش اجتماعی ربط می­دهند (. Castle and Honigman, 2002).

[1] NEO

[2] . GHQ

[3] . Negative image of themselves

[4] . Significant others

[5] . Body Dysmorphi Disorder (PTSD)

Written by