دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره حقوق بشر

دانلود پایان نامه

که در حقوق بشردوستانه درج شدهاند نیز بر همین پایه استوار و موجهند. از جمله این حقوق، حق بر شخصیت حقوقی است که رابطه تنگاتنگی با حق کرامت انسانی دارد و در واقع به آن عینیت می بخشد.

گفتار اول- شرح مفهوم حق کرامت انسانی
یکی از مفاهیم زیربنایی و اساسی حقوق بین الملل بشر، مفهوم کرامت انسان است. درباره کرامت انسانی، احترام به شخصیت او و اراده انسان و اینکه هیچ کس بر دیگری سلطه ای ندارد، حکما ، علما و پیامبران الهی از دیرباز داد سخن داده اند. مسئله «کرامت انسانی» از سه قرن پیش یا کمی قبل از آن، شکل دیگری به خود گرفت و وارد زندگی اجتماعی انسان شد و به عنوان ابزاری برای حمایت از حقوق انسان ها در مقابل قدرت دولت ها و کسانی که برآنها سلطه پیدا کرده بودند، بکار رفت. کرامت انسانی به عنوان اساسى‏ترین اصل بدیهى، مورد اتفاق تمام انسان ها در هر زمان و مکانى است. کما اینکه تمام ادیان هم به آن اذعان دارند. کرامت، صفت و حتى خصلتى است که جدا از تمام حیثیات و اعتبارات دیگر، فرد فرد انسان ها را در بر مى‏گیرد.
از این رو، بنابر حق کرامت انسانی ، همه موجودات بشری به صرف انسان بودن و فارغ از هرگونه تمایز و حتی نوع عملکرد از حیثیت ذاتی برخوردار هستند. پس همه آنان در پیشگاه قانون و مجریان آن برابرند و واجد کرامت خواهند بود و باید به حیثیت و کرامت شان احترام گذارده شود و حیثیت ذاتی آنها مورد حمایت قرار گیرد.
این دیدگاه، که توجه ویژهای به حیثیت ذاتی افراد انسانی دارد، در متون اسلامی نیز مکرر مورد توجه قرار گرفته است. نمونه مشهور آن، آیه « وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلناهُم فِی البَرِّ وَ البَحرِ وَ رَزَقناهُم مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلنا هُم عَلى‏ کَثِیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضِیلاً» می باشد. که نشان می دهد خداوند به تمامی انسانها از زمان خلقتشان کرامت عنایت کرده است. این کرامت که در تفاسیر اسلامی به عنوان کرامت ذاتی از آن یاد میشود، جدای از آن است که بدان کرامت ارزشی یا کرامت اکتسابی گفته می شود. نوعی از حق کرامت است که به واسطه آن خداوند متعال انسان ها را بر سایر موجودات فضل و برتری داده است، این حق به همه انسان ها تعلق دارد و افراد بنا بر عملکرد خویش می توانند آن را توسعه داده به کرامت ارزشی برسند و یا آن را تقلیل دهند. بدین معنی که گفته شده، «نوع انسان، فی نفسه، کریم خلق شده و شایستگی کرامت زاید را هم دارد.» لذا در اندیشه اسلامی کرامت ذاتی انسان امری اصیل است که ریشه در ذات خلقت بشر دارد. از این رو است که خداوند متعال در ماجرای آفرینش انسان که در قرآن چندین بار بیان شده است، به سجده تمامی ملائکه غیر از ابلیس بر آدم تصریح مینماید. امام علی(ع) در خصوص این آیات میفرمایند : آن گاه خداوند سبحان از ملائکه خواست که ودیعه خدا در نزد خود را ادا کنند و به پیمان وصیتش وفا نمایند، به آنان فرمان داد که به سجده بر آدم تن در دهند و به کرامتش سر فرود آرند. بر این اساس، سجده فرشتگان به آدم، سجده به مقام انسان و کرامت ذاتی وی بود که تمامی انسان ها به استناد موارد پیش گفته دارای چنین کرامتی هستند و به عبارتی «کرامت ذاتی» از منظر اسلام همزاد انسان است و همواره همراه او است. اگرچه بشر مختار است با اعمال خویش آن را فزونی بخشیده و یا تقلیل دهد، لکن این مهم حتی برای مرتکبان جرایم بزرگ نیز به کلی از بین نرفته است به گونهای که، احکام دین مبین اسلام حتی به خانواده مقتول اجازه نمی دهد توهین و تحقیر و هرگونه عمل ترذیلی را نسبت به قاتل اعمال نمایند و صرفاً تقاضای قصاص و یا عفو مرتکب را به جهت اجرای عدالت از حقوق اولیای دم می داند. بر این اساس در قبال هر سیئه و کار خلافی صرفاً فعلی مانند آن را می توان به جهت قصاص یا مجازات در خصوص مرتکب انجام داد، که البته در این خصوص هم تاکید شده است که اگر دنبال اصلاح باشند و از مجازات صرفنظر نمایند، پاداششان با خداوند است. چرا که او بر این کار محق تر است. بر این اساس کرامت ذاتی بشر با جرایمی از قبیل فساد و کشتار سایر انسان ها زایل نمی گردد. در واقع آنچه مذموم و سزاوار سرزنش است وجود انسان نیست، بلکه عملی است که از او سر زده است، لذا عمل انسان غیر از ذات او است در حالی که این مباحث در خصوص ذات انسان مطرح است. بالنتیجه این کرامت یک ارزش نظرى است که مى‏تواند جنبه عملى پیدا کند. کرامت انسانی از منظر قرآن یک امر واقعی است، نه اعتباری و نشان دهنده آن است که وی حقیقتا از لحاظ وجودی دارای امتیاز و برجستگی است.
امانوئل کانت فیلسوف آلمانی نیز قرن ها پس از نزول قرآن، استقلال اراده را پایه و مبنای کرامت و حیثیت ذاتی انسان میداند و مدعی است کرامت موجود بشری با سرشت او عجین شده است. امروزه تمامی حقوق بشر از کرامت و ارزش ذاتی شخص انسان ناشی می شوند، و شخص انسانی موضوع اصلی حقوق بشر و آزادی های اساسی است. از این رو، برخی از استانداردهای حقوق بشر بازتاب مستقیم تعهد کلی دولت ها برای محافظت از کرامت انسان می باشد.

گفتار دوم- جایگاه حق بر کرامت انسانی در اسناد و رویه های قضایی بین المللی
امروزه حق کرامت انسانی از چنان اهمیت و ارزشی در عرصه بین المللی برخوردار گشته که در اغلب اسناد بین المللی از آن یاد شده است. بر این اساس در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر، شناسایی کرامت ذاتی تمامی اعضای خانوادۀ بشری به عنوان بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان یاد شده است، همچنین ماده یک این اعلامیه مقرر می دارد که، « تمام افراد بشر از لحاظ کرامت و حقوق، آزاد و برابر زاده می‌شوند…» در مقدمه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هم کرامت ذاتی بشر را به عنوان منشأ حقوق بشری دانسته و علاوه بر این در بند اول از ماده دهم با زندانیان رفتاری همراه با انسانیت و احترام به کرامت ذاتی انسان را توصیه می کند. همچنین در مقدمه اسنادی چون ؛ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، کنوانسیون منع شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی یا تحقیر کننده و میثاق بین المللی حذف تمام اشکال تبعیض نژادی این حق به عنوان منشأ حقوق انسان ها به رسمیت شناخته شده است. حق کرامت انسانی همچنین در اسناد برجسته منطقهای مورد شناسایی و تاکید قرار گرفته است. ماده 11 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، ذیل عنوان حق افراد به حریم خصوصی، حق افراد را نسبت به احترام به حیثیت و کرامت شان مورد تصدیق قرار داده است. همچنین در منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم نیز علاوه بر اشاره به حق کرامت انسانی در مقدمه، صدر ماده 5 این منشور نیز پیش از شناسایی حق افراد به شخصیت حقوقی، حق همگان را نسبت به احترام به کرامت ذاتی شان مورد توجه و تأکید قرار می دهد. چینش این ماده به شکلی است که ما بین حق بر کرامت انسانی و حق بر شخصیت حقوقی پیوند برقرار کرده و آنها را به هم مرتبط میداند.
اگر چه این حق در کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ذکر نشده است، لکن رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر نشان دهنده پذیرش عملی این حق در سیستم حقوق بشری اروپا است. به طور مثال در قضیه پرتی دیوان اروپایی حقوق بشر اظهار می دارد که جوهر و ماهیت کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، احترام به حق کرامت انسانی و آزادی انسان است. دیوان اروپایی در قضیه گودوین نسبت به این دیدگاه خود در خصوص ماهیت کنوانسیون، مجدداً تاکید می نماید. بر این اساس، مفهوم کرامت انسانی به طور وسیعی توسط دیوان اروپایی حقوق بشر در قضایای مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
حق مزبور که در حقوق معاهدهای و هم در حقوق عرفی بین المللی جایگاه برجسته ای دارد، به عنوان هسته مرکزی حقوق بشر، نقش مهمی در توسعه رسیدگی های قضایی حقوق بشری دارد. لذا این حق در رویه قضایی بین المللی بارها مورد تأکید قرار گرفته و یا به آن استناد شده است. از جمله در نظریه مشورتی ساخت دیوار حائل در سرزمین های اشغالی قاضی Elaraby در نظریه جداگانه خود به تعهد طرفین به احترام به کرامت انسانی غیر نظامیان تاکید نموده است. همچنین، در قضیه نسل کشی، قاضی ورمانتری اعلام می دارد که یکی از نگرانی های اصلی نظام حقوقی بینالمللی معاصر حفاظت از کرامت هر فردی است به علاوه وی معتقد است که حقوق بشر همراستا است با اصول کلی حمایت، و از کرامت ذاتی موجودات بشری که زیربنای منشور سازمان ملل متحد است، نشأت گرفته است. همچنین ایشان در نظریه مخالف خود که ضمیمه نظریه مشورتی مشروعیت تهدید یا استفاده از سلاحهای هستهای بود، استدلال میکنند که استفاده از سلاح های هسته ای در هر شرایطی غیر قانونی است چرا که «با اصل بنیادین کرامت و ارزش شخص انسان در تضاد است.»

گفتار سوم- پیوند مابین حق کرامت انسانی با حق فرد به شناسایی شخصیت حقوقی
مقام انسان، کرامت انسانی و حیثیت و شرف انسان ها از موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه همه مکاتب و نحله های فکری و همچنین مجامع حقوقی داخلی و بینالمللی واقع شده است و در این راستا حق افراد به شخصیت حقوقی آنها که مستقیماً از کرامت انسانی آنان نشأت می گیرد، حق کرامت انسانی را در عرصه حقوقی واقعیت بخشیده و عملی می نماید. به عبارتی کرامت ذاتی انسان که، در پرتو عقلانیت و اراده آزاد انسانی به تمامی انسان ها عرضه شده است، منشأ حق افراد به شخصیت حقوقی آنها است.
در حقیقت، این امر عموماً مورد قبول واقع شده که حق شناسایی شدن به عنوان یک شخص نزد قانون، تضمین مهمی برای کرامت انسانی است. دیوان حقوق بشر کشورهای آمریکایی در قضیه یان و بوسیکو در مقابل جمهوری دومینیکن اعلام داشته که شناسایی ناقص شخصیت حقوقی به کرامت انسانی آسیب میرساند، زیرا وضعیت فرد را برای این که یک موضوع حقوقی باشد، کاملاً انکار مینماید و او را در مقابل عدم رعایت حقوقش توسط دولت یا سایر افراد آسیب پذیر می کند.
در این راستا هیچ راهی برای تفکیک شناسایی شخصیت حقوقی بین المللی فرد از کرامت شخص انسان وجود ندارد. در واقع، شخص انسانی اساساً صاحب کرامت است، و تنها او است که صلاحیت دارد مخاطب ارزش های اخلاقی باشد. از این رو شخصیت حقوقی، به نوبه خود، به عنوان یک مقوله حقوقی است، و بیان واحدی است از استعداد انسان برای اینکه در سطح رفتارهای تنظیم شده در مناسبات انسانی صاحب کرامت و دارنده حقوق و تعهدات باشد. به این ترتیب حق فرد به شناسایی شخصیت حقوقی اغلب به مثابه نتیجه ای مستقیم از حق احترام به کرامت انسانی اشخاص توصیف شده است.

مبحث دوم- حق برابری در مقابل قانون
یک اصل اساسی جهت حفاظت از حقوق بشر، حق افراد به برابری در مقابل قانون می باشد. اصل برابری در مقابل قانون یا برابری حقوقی برای گروه هایی که در اقلیت هستند و یا از جهت توانایی ها و ظرفیت های جسمانی، اقتصادی نسبت به سایرین توانایی کمتری دارند، امری مهم و تعیین کننده میباشد. چرا که، همه افراد در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون هرگونه تبعیضی و بالسویه از حمایت قانون برخوردار باشند. از این رو است که رژیم های بین المللی حقوق بشر بر اساس اصل برابری و عدم تبعیض بنا شده اند.
ریشه های اولیه مفهوم برابری نزد قانون را در متون دینی می توان یافت. در متون دینی مسیحیت اصل برابری از این ایده که همه انسان ها نزد خداوند برابر هستند، مشتق شده است. در مکتب اسلام هم نمونه هایی که مؤید حق افراد به برابری در مقابل قانون می باشد، بسیار است. از جمله اینکه حضرت أمیرمومنان علی (ع) به این امر اذعان نموده اند که: «فإنّ اللّه جعلکم فی الحقّ جمیعا سواء أسودکم و أحمرکم» بدین شرح که خداوند شما انسان ها را با وجود تفاوت های ظاهری، در برابر حق و قانون یکسان قرار داده است.

گفتار اول – شرح مفهوم حق بر برابری در مقابل قانون
برابری در مقابل قانون مفهومی پیچیده است که ناشی از احترام به کرامت انسانی و در واقع حکومت قانون است. قاضی لاترپاخت در این خصوص می نویسد: ادعای برابری در مقابل قانون در یک مفهوم قابل ملاحظه ای اساسی ترین حقوق انسانی است. در واقع برابری یکی از محوریترین اصول حقوقی است که منشأ آن را باید در حقوق طبیعی دنبال نمود. از این رو، فلسفۀ اصل برابری در مقابل قانون به مفاهیم آزادی و عدالت باز می گردد. آزادی افراد بشر که یکی از ایده های حقوقیِ اساسی است، نامحدود نیست؛ و باید با اصل برابری محدود شود. به عبارت دیگر آزادی می تواند تنها تحت فرض برابری وجود داشته باشد. همچنین رفتارهای مختلف مجاز هستند، تا زمانی که بتوان آنها را با معیار عدالت توجیه نمود. بی تردید برابری مولفه ای اصلی و محوری در مفهوم عدالت است و نابرابری و تبعیضِ غیر موجه در تعارض با عدالت بوده و در نتیجه در قلمرو هنجارهای حقوق بشری، امری غیر اخلاقی و بالطبع غیر قابل توجیه خواهد بود.

بند اول- معنا و مفهوم حق بر برابری حقوقی
اینکه همه افراد باید در مقابل قانون برابر باشند، بدین معنا است که شما همان حقوقی را دارید که هر فرد دیگری دارای آن است. این بدین مفهوم نیست که از همه جهات انسان ها با هم یکسان هستند، یا باید از همه جهات با هم یکسان باشند. زیرا انسان ها با توانایی های یکسان آفریده نشده اند. لذا برابری در مقابل قانون به معنی یکسانی کامل نیست. در واقع برابری در مقابل قانون به این معنی است که حقوق قانونی شما به گونه ای برابر مورد احترام واقع شود و عادلانه به اجرا گذاشته شود .
در مقابل عبارت برابری، اصطلاح «تبعیض» وجود دارد. لذا بسیاری از اسناد حقوقی ملی و بینالمللی در کنار شناساییِ برابری افراد در مقابل قانون، حق آنها را نسبت به عدم تبعیض مورد تأکید قرار دادهاند. کمیته حقوق بشر در خصوص این تعبیر در تفسیر عمومی مقرر داشته است که، در زمینههایی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و یا سایر عقاید، خاستگاه اجتماعی، دارایی، تولد یا وضعیت های دیگر، اگر هرگونه تمایز، محرومیت، محدودیت و یا ترجیحی در نظر گرفته شود، که باعث لغو یا خدشه در شناسایی و بهره مندی تمام افراد بشر در شرایط برابر، از تمام حقوق و آزادی های آنها باشد ، مصداق تبعیض و نقض حق برابری خواهد بود. به این ترتیب برابری که تساوی افراد در حمایت های قانونی و فرصت های برابر را به ارمغان می آورد، یک اصل حقوق طبیعی است که همه قانون ها باید مطابق با این اصل تنظیم گردند. چرا که بدون برابری در مقابل قانون برخی از افراد از دسترسی به نظام حقوقی محروم می شوند. براین اساس آنها در اجرای حقوقشان در سطح داخلی ناتوان شده و لذا با مشکلاتی در سطح بین المللی مواجه می گردند.
اصل برابری همانطور که بیان شد در مکتب اسلام نیز جایگاه ویژه ای دارد، پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) با مثال ساده و پر معنایی این آزادی و برابری بشری را بیان کرده، و فرموده اند: انسان ها همگی آزاد هستند، و همگی مانند دانه های شانه از لحاظ آفرینش و حقوق انسانی برابرند. در موقعیت دیگری ایشان میفرمایند: «خداوند فخر و تکبر جاهلیت و مباهات به پدران را از شما رفع نمود، تمامی انسان ها فرزندان آدم هستند و آدم(ع) نیز از خاک آفریده شده است.» با این سخن پیامبر اکرم(ص) اساس سرشت و خلقت انسان ها را برابر یکدیگر توصیف می کنند و هرگونه فخر به ویژگیهای شخصی چون نسب را نفی می نمایند. ایشان در ادامه آیهای از سوره حجرات را تلاوت مینمایند که اشاره بر این امر دارد که تمامی انسان ها از یک مرد و زن آفریده شده اند، و در ملت ها و قبیله های مختلف قرارداده شده اند. لذا با همه اختلاف هایى که در رنگ و نژاد و ملیت و تعلقات قبیله ‏اى دارند، دارای ریشه واحدی می باشند و از این رو در خلقت و انسانیت خویش با هم برابر هستند.

بند دوم- معیار و ضابطه پذیرش رفتار متمایز
در خصوص اینکه برابری حقوقی مستلزم رفتاری یکسان و مشابه است، و رفتارهای حقوقی متفاوت

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید