رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی

تغییرات زیستی، روانشناختی، و محیطی- اجتماعی که در دوره نوجوانی رخ می‌دهند ممکن است باعث درگیر شدن در رفتارهای خود تخریب ساز و مضر برای سلامتی شوند. همین رفتارها تأثیر درازمدتی در سلامتی دارند و دارای عواقب روانشناختی و اجتماعی هستند.در دهه‌های اخیر مطالعات نشان داده اند که رفتارهای مخاطره جویی در دوران نوجوانی بسیار رایج و پرتکرار هستند و بسیاری از این مطالعات بر پیامدهای منفی رفتار مخاطره جویی تمرکز کرده اند، به طور مثال رفتار بی پروایی، رفتارهای ناسالم جنسی، سیگار کشیدن، میگساری، مصرف مواد و سوء استفاده از دارو (اکبری و رازع1391).

هرچند که هیچ یک از بخش‌های جامعه از عواقب ناگوار رفتارهای تهدید کننده سلامت در امان نیست ولی بعضی از گروه‌های اجتماعی از جمله نوجوانان در معرض خطر بیشتری قرار دارند ، بنابراین بسیاری از قربانیان رفتارهای پرخطر در آینده از میان نوجوانان امروزی خواهد بود. مصرف مواد، خشونت و رفتارهای جنسی ناایمن عامل بسیاری از موارد مرگ و میر در سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی را تشکیل می‌دهد.( لیندبرگ، بوگست و ویلیامز[1]،2001، به نقل از سلیمانی نیا، جزایری و محمدخانی، 1384) کرکمرو گرین[2](2000، به نقل از خسروی، کیامنش، بنی جمالی و نیک منش، 1386) مخاطره جویی را تمایل برای درگیر شدن در رفتارهایی می‌دانند که تهدید آمیز است یا به سلامت ذهنی و فیزیکی شخص آسیب می‌رساند.

تحقیقات اخیر نشان داده است که اکثر نوجوانان و جوانان می‌توانند از شرایط پرخطر و پرفشار به سلامت بگذرند و به سازگاری موفقیت آمیز دست یابند. یافته‌های به دست آمده از این تحقیقات نشان داده که حداقل 50 درصد و غالباً 70 درصد نوجوانان پرورش یافته در شرایط محیطی ناگوار مثل فقر، جنگ و اعتیاد و بیماری روانی والدین، علی رغم قرار گرفتن در معرض فشارهای شدید، توانش اجتماعی خود را بهبود بخشیده و بر مشکلات غلبه می‌کنند (خداجوی، آقابخشی، رفیعی، عسگری، بیان معمار، عبدی زرین،1390)

روانشناسان در پاسخ به این که چگونه برخی افراد در مقابل سختی‌ها و مشکلات می‌توانند ایستادگی و چاره اندیشی کنند، اصطلاح” تاب آوری” را به کار می‌برند. تاب آوری یعنی استفاده فرد از توان و ظرفیت خود برا سازگاری باشرایط سخت استرس زا و تحمل آن. (ترصفی،1391).

7-2 نظریه‌های رفتارهای پرخطر

300 سال پیش از میلاد مسیح، ارسطو چنین اظهارداشت که “نوجوانان پرشور و آتشی مزاج اند و آماده اند تا خود را به دست غرایز بسپارند”. افلاطون نیز مصرف مشروبات الکلی در نوجوانان را به ریختن آتش روی آتش تشبیه کرده است که «طوفان و تنش» دوران نوجوانی را به طور تلویحی در بر دارد.(ماسن و کیگان،1380، به نقل از مرعشیان 1390).

هال که به پدر روانشناسی بلوغ معروف است، نوجوانی را توأم با رنج، عشق و شورش علیه ارزش‌های بزرگسالان می‌داند. برجسته ترین مفهوم نظریۀ وی،« طوفان و فشار[3]» است. به اعتقاد او، افراد در دوران نوجوانی دستخوش دگرگونی‌های چشمگیری می‌شوند که غالباً نوسان‌های پرشور عاطفی به دنبال دارد(آدامز، شوئن بوم، موس، وارن و کان[4]،1999، به نقل از مرعشیان 1390) دوران نوجوانی با شور و هیجان، احساس‌های متناقض، تحریکات فیزیولوژیکی و عواطفی پرتنش همراه می‌شود.

به نظر اریکسون فرد در هر یک از مراحل رشد با یک بحران روانی اجتماعی روبه رو است. در صورتی که فرد این بحران‌ها را حل کند این امکان هست که سلامت روانی خود را تأمین کند و در غیر این صورت سلامت روان وی به خطر می‌افتد. تغییرات بدنی دوره نوجوانی، تعادل فرد را بر هم می‌زند و نوجوان با بحرانی به نام پراکندگی هویت مواجه می‌شود. اریکسون آن را نوعی بحران بهنجار می‌داند ولی ناتوانی در کنار آمدن با آن را نابهنجار می‌داند. امکان دارد نوجوان برای مقابله با پراکندگی هویت به گروه‌ها و فرقه‌های خاصی گرایش پیدا کند یا با قهرمانان همانند سازی کند. گروهی از نوجوانان یک دوره طولانی از این بحران را می‌گذرانند، اینها کسانی اند که استدلال‌های اخلاقی آنها رشد نیافته است و به دشواری، مسئولیت زندگی را به عهده می‌گیرند و تفکری نامنظم دارند. (ماسن و کیگان، ترجمه مهشید یاسایی ،1380).

به اعتقاد پیازه در نوجوانی هنوز مسأله خود میان بینی وجود دارد و حالت روانی نوجوان تابع بروز ابزارهای جدید ذهنی و وضع خودمیان بینی است. با توجه به تحول فعالیت‌های ذهنی، نوجوان در عمل بر اساس فکر جدید و امکان ذهنی جدیدی که دارد و قبلاً فاقد آن بوده است، نوعی حالت بی انتهایی در خود احساس می‌کند و معتقد است هر کاری را می‌تواند انجام دهد و خطری وی را تهدید نمی‌کند( بیابانگرد،1382).

8-2 علل انجام رفتارهای پرخطر

امروزه، رفتارهای پرخطر به رفتارهایی گفته می‌شودکه سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان و سایر افراد جامعه را در معرض خطر قرار دهد (ماهر،1383) در ریشه یابی علل رفتارهای پرخطر، نقطه نظرات متفاوتی وجود دارد که رفتارهای پرخطر را محصول عوامل زیست شناختی، محیطی و اجتماعی و فرهنگی قلمداد می‌کنند. به عنوان مثال، برخی نظریه‌ها در تبیین این گونه رفتارها، بر جنبه‌هایی از خود” شخص” تمرکز کرده اند و برخی دیگر جنبه‌هایی از ” محیط ” را مورد تأکید قرار داده اند. نظریه‌های دیگری نیز وجود دارند که ترکیب جنبه‌هایی از شخص و محیط را در رفتارهای پرخطر مؤثر می‌دانند. (جسور[5]،1992).

مرور نظرات مختلف بیان کننده آن است که در زمینه رفتارهای پرخطر یک رویکرد قطعی ارائه نشده است، لیکن نظریه های مختلف در بروز رفتارهای پرخطر عوامل مختلفی را دخیل دانسته اند؛ گروهی بر استفاده نکردن بهینه از اوقات فراغت در این زمینه اشاره داشته اند و گروهی دیگر نقش عوامل اجتماعی را در این زمینه پررنگ تر جلوه داده اند(ماهر،1383). برخی مطالعات به عوامل خانوادگی و ضعف نظارت والدین در این زمینه اشاره داشته اند، نظریه های ویژگی های ذاتی، معتقد است تفاوت های میان افراد آنها را به طور طبیعی به رفتارهای پرخطر مستعد می‌کند(کاپلان[6]، 1980).

به علاوه، الگوهای زیستی بر عوامل ژنتیک، تاثیرات هورمونی و رویدادهای دوران بلوغ در پیدایش و بروز رفتارهای پرخطر توجه کرده اند(کیمبرلی، اسلاتر و اوئتینگ[7]،2005). رویکرد رشدی دیگر، بر تحولات زمینه های زیستی، روانی و اجتماعی نوجوانی اشاره دارد و معتقد است رفتارهای پرخطر شیوه ای برای مقابله با حوادث طبیعی دوران رشد است(لاوری، سایگل، کوسینس و روبوویت[8]،1993

[1]- Lindberg, Biggest &Williams

[2]- Krcmar,&Greene

[3]- Stom and Stress

[4]- Adams, Schoenbom, MossWarren, &Kann

[5]- Jassor

[6]- Kaplan

[7]- Kimberly, Slater, & Oetting

[8]-Lavery, Siegel, Cousins, & Rubovits

Written by