ارزش فعلی خالص منفی رد شود(بیدل وهیلاری12،2006).
فرآیند سرمایه گذاری بیش از حد ممکن است به دلیل وجود تضاد منافع بین مدیران و سهامداران، رخ دهد. هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد و مکانیسم های هم سو نمودن منافع سهامداران و مدیران کاملاً کارا نیست، مدیران ممکن است از جریانهای نقدآزاد استفاده نموده و طرحهایی با ارزش فعلی خالص منفی را جهت افزایش منافع خود به کار بگیرند که این اقدام به سرمایه گذاری بیش از حد منتهی می شود(جنسن،1986). جریانهای نقدآزاد عامل کلیدی در ایجاد مسأله ی سرمایه گذاری بیش از حد است. نظریه ی جریان نقدآزاد، پیش بینی می کند که به موازات افزایش در جریان نقدآزاد ، امکان دارد طرحهایی اجرا شود که دارای ارزش فعلی خالص منفی باشند. پس مشکلات نمایندگی می تواند موجب سرمایه گذاری بیش از حدشود(جنسن،1986؛پالینا و رنبورگ13، 2005).
از این رو، تضاد منافع در شرکتهایی با جریان نقدآزاد بالا، در مقایسه با شرکتهایی با جریان نقدآزاد پایین، شدیدتر است و مدیران به منظور رسیدن به منافع شخصی خود ، انگیزه ی بیشتری جهت استفاده از جریان نقدآزاد برای پذیرش سرمایه گذاری بیش از حد دارند( یانگ وجیانگ،2008؛ بیدل وهمکاران،2009).
طبق نظریه ی جنسن اگر مدیران شرکتها که به هر طریق ممکن به دنبال رشد شرکت خویش هستند، به جای سرمایه گذاری جریانهای نقدآزاد در طرح های با ارزش فعلی خالص منفی وبه دنبال آن مدیریت سود برای از بین بردن زیانهای ناشی از سرمایه گذاری در چنین طرحهایی، وجوه مذکور را بین سهامداران توزیع کنند، به نفع سهامداران بوده وهمچنین وضعیت شرکت نیز بهبود می یابد(بیدل وهیلاری،2006).
هنگامی که شرکت با میزان زیادی از جریان نقدی آزاد روبه رو باشد، میزان رفتارهای فرصت طلبانه مدیران نیز افزایش پیدا میکند. با افزایش اهرم مالی به تدریج میزان این جریان نقدی و در نتیجه میزان اختیارات مدیران در چگونگی مصرف وجوه نقد شرکت کاهش مییابد. با توجه به این مطالب این موضوع میتواند به کاهش مدیریت سود منجر شود. در زمانی که مدیر جریان نقدی آزاد نسبتاً زیادی در دست دارد و از سوی دیگر فرصتهای رشد و سرمایه گذاری زیادی برای شرکت موجود باشد، مدیر میتواند این وجوه نقد را در فعالیتهایی در راستای رشد شرکت استفاده کند. در چنین موقعیتی با توجه به اینکه این سرمایه گذاریها در جهت رشد شرکت و در ادامه روند فعلی آن است، خطرپذیری کمتر و بازدهی تقریباً مشابه بازده فعلی شرکت دارد و بنابراین سود دچار نوسانات زیادی نخواهد شد. در مقابل، هنگامی که فرصتهای رشد و سرمایه گذاری محدود باشد، مدیران به سرمایه گذاریهایی دست خواهند زد که دارای خطرپذیری بیشتر بالاتر و بازده متفاوتی از جریان عملیات فعلی شرکت است. در چنین موقعیتی سود شرکت دستخوش نوسان میشود و مدیر برای مهار کردن اینگونه نوسانات، که ناشی از سرمایه گذاری پر خطر است به هموارسازی سود اقدام خواهد کرد(جلنیک،2007) .
در شرکتهای با جریانهای نقدی آزاد بالا، افزایش تقسیم سود میتواند منجر به کاهش سرمایه گذاری در پروژه های با خالص ارزش منفی شود. به این ترتیب مکانیزم تقسیم سود مانند بدهی است. به هرحال سود نقدی نسبت به بدهی از انعطاف پذیریی بالایی برخوردار است و امکان کاهش تقسیم سود در دوره های آتی نیز وجود دارد، گرچه سهامداران چنین کاهشی را اغلب به عنوان علامت اخبار بد تلقی خواهند نمود. به هرحال اگر توزیع سطح معینی از سود، دسترسی مدیریت به جریانهای نقدی را محدود سازد و مانع از سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی شود جنسن، بیان کرد که جریان های نقدی آزاد14 به دلیل افزایش احتمال سرمایه گذاری های نامناسب و مخرب باعث ایجاد مسائل نمایندگی میشوند. او همچنین عنوان نمود که تضاد منافع بین سهامداران و مدیران شرکتهایی که دارای جریانهای نقدی آزاد بالاتر و فرصتهای رشد محدود هستند، شدیدتر خواهد بود. متعاقب نظر ایشان تحقیقات بسیاری در مورد تأثیر جریانهای نقدی آزاد در فعالیتهای سرمایه گذاری و تامین مالی انجام شدند. از جمله این تحقیقات می توان به تحقیق شین و اس تالز، تحقیق هارفورد و نیز تحقیق اپلر و همکارانش اشاره کرد. اغلب این تحقیقات از فرضیات جنسن حمایت کرده و تایید کردند که مسئله ی پرهزینه ی نمایندگی در شرکت هایی با جریان های نقدی زیاد و فرصت های سرمایه گذاری ضعیف اتفاق میافتد(مهرانی وتالانه،1381).

2-3-3 تعریف جریان نقد آزاد
جریان نقدآزاد معیاری برای اندازه گیری عملکرد شرکتها است و وجه نقدی را نشان می دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه ی دارایی ها ، در اختیار دارد. جریان نقد آزاد از این حیث دارای اهمیت است که به شرکت اجازه می دهد تا فرصتهایی را جستجو کند که ارزش شهامدار را افزایش می دهد. بدون در اختیار داشتن وجه نقد، توسعه ی محصولات جدید ، انجام تحصیلهای تجاری، پرداخت سود های نقدی به سهامداران و کاهش بدهی ها امکان پذیر نمی باشد. اطلاعات مربوط به جریانهای نقدی یک واحد تجاری برای استفاده کنندگان صورتهای مالی در فراهم کردن مبنایی به منظور ارزیابی توان آن واحد در ایجاد وجوه نقد و نیازهای آن واحد در بکارگیری این وجوه سودمند است. همچنین تصمیمات اقتصادی که توسط استفاده کنندگان اتخاذ می شود مستلزم ارزیابی توانایی واحد تجاری در ایجاد وجوه نقد، زمانبندی واطمینان از آن است(ژول وتسوی ،2003).
با مطالعات انجام شده ، دیدگاههای افراد در خصوص جریا
نهای نقدی آزاد و روش محاسبه ی آن متفاوت بوده و تا کنون تعریف واحدی از جریانهای نقدآزاد واحد تجاری صورت نپذیرفته است.
اما تعاریف متعددی توسط افراد مختلف به منظور محاسبه ی جریان نقدآزاد ارائه شده است که در اینجا به چند مورد اشاره می شود.
جنسن15 اولین کسی بود که در سال 1986 تئوری جریانهای نقدی آزاد را تبیین و در آن تعریفی از جریانهای نقدی آزاد ارایه نمود . از نظریه جنسن جریانهای نقدآزاد واحد تجاری عبارتست از وجوه نقد در دسترس واحد تجاری (وجوه نقدحاصل از فعالیتهای عملیاتی ) پس از کسر وجوه لازم به منظور سرمایه گذاری در پروژه هایی برمبنای نرخ هزینه ی سرمایه ای قابل اتکایی تنزیل شده است می باشند. بنابراین از نظر جنسن ابتدا لازم است پروژه ها از نظر ارزش خالص فعلی از طریق به کار بردن نرخ هزینه ی سرمایه ی قابل اتکایی ، ارزیابی و در صورت مثبت بودن آن ، وجوه لازم برای سرمایه گذاری درچنین پروژه هایی از جریانهای نقد در دسترس واحد تجاری کسرگردد. آنچه که می ماند به عنوان جریانهای نقدآزاد تلقی خواهد شد.
محاسبه ی جریان نقدآزاد براساس مدل جنسن بسیار مشکل می باشد به این دلیل که نمی توان به طور سریع تمام پروژه های با ارزش خالص فعلی مثبت مورد انتظار واحدتجاری را شناسایی نموده و همچنین معمولاً اطلاعات در خصوص تعیین نرخ هزینه ی سرمایه ی قابل اتکا به منظور محاسبه ی ارزش خالص فعلی پروژه های مذکور ، در دسترس نیست . از این رو سعی شده است تا از مدل های دیگر که به نوعی مدلهای جایگزین مدل جنسن هستند، برای محاسبه ی جریانهای نقدآزاد واحد تجاری استفاده شود.
– تعاریف جایگزین برای جریان نقدآزاد
تعاریف دیگری برای جریان نقدی آزاد ارایه شده است که به قرار زیر است:
الف- جریان نقدی آزاد برای صاحبان سرمایه16(FCFE) که به صورت زیر محاسبه می شود:

در این فرمول، خالص استقراض برابر است با مبلغ بدهی های جدید الانتشار منهای بدهی های بازپرداخت شده.
جریان نقدی آزاد برای صاحبان سرمایه نشانگر وجوه نقد در دسترس پس از کسر هزینه ها و بدهی های بازپرداخت شده است که در شرکت باقی می ماند و می تواند در اختیار صاحبان سرمایه قرار گیرد.
ب- جریان نقدی آزاد برای واحد تجاری17(FCFF) که به صورت زیر محاسبه می شود:

جریان نقدی آزاد برای واحد تجاری نشان دنهده وجوه نقدی است که بعد از پرداختن تمام هزینه ها، بازپرداخت بدهی ها وپرداخت سود سهام در شرکت باقی می ماند.
ج- جریان نقدی آزاد ناشی از کسب وکار18(FCCB) که به صورت زیر محاسبه می شود:

کار و کسب آزاد نقدی جریان=عملیاتی فعالیتهای از ناشی نقد وجوه+بهره هزینه-ای سرمایه مخار

جریان نقدی ناشی از کسب وکار نشان دهنده جریان نقدی آزاد شرکت است که اثر هزینه های تامین مالی درآن خنثی شده است، ومی توان آن را به عنوان جریان نقدی آزاد بدون اهرم 19(Ufcf) نیز نامید.

2-3-4 رویکرد جریان نقدآزاد
دو رویکرد به جریان های نقدآزاد وجود دارد .
2-3-4-1 جریانهای نقد آزاد شرکت(FCFF): برابر با جریانهای نقدی قابل پرداخت به تامین کنندگان سرمایه شرکت (شامل سهامداران و وام دهندگان ) پس از پرداخت تمام هزینه های عملیاتی و انجام سرمایه گذاری های لازم (شامل: سرمایه در گردش و داراییهای ثابت) است. به بیان دیگر جریانهای نقد آزاد شرکت برابر با جریانهای نقدی عملیاتی شرکت منهای مخارج سرمایه گذاری است.
2-3-4-2 جریان نقدآزاد سهامدار(FCFE): برابر با جریانهای نقدی قابل پرداخت به سهامداران عام شرکت، پس از پرداخت تمام هزینه های عملیاتی ، هزینه های مالی(بهره وامهای دریافتنی) اصل وام های دریافتنی و انجام سرمایه گذاری های لازم (شامل: سرمایه در گردش و داراییهای ثابت) است. به بیان دیگر جریانهای نقدی آزاد سهامدار برابر است با جریانهای نقدی عملیاتی شرکت ، منهای مخارج سرمایه گذاری وپرداخت به وام دهندگان (شامل اصل وفرع) است(راعی،1387).

2-4 مدیریت سود
مبحث مدیریت سود در سال‌های اخیر از زوایای مختلف توسط محققان حسابداری مورد توجه قرار گرفته است. بخصوص بعد از شنیدن خبرهایی درباره‌ی انجام موارد خلاف قاعده و عرف در حسابداری و به دنبال آن اعلان ورشکستگی شرکت‌های بزرگ تجاری، مدیریت سود نزد استفاده کنندگان از اطلاعات مالی به ویژه سهامداران اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به این دلیل که بعد از آشکار شدن اعمال مذکورغالباً ارزش سهام شرکت در بازار کاهش یافته و در حالت افراطی منجر به ورشکستگی واحد تجاری گردیده است. در اینجا به چند نمونه از این اثرهای خلاف قاعده و عرف اشاره می‌گردد:
الف) ورشکستگی شرکت‌های بزرگ تجاری از قبیل انرون20، آدلفیا21، ورلد کام22، گلوبال کراسینگ23 و تایکو24 به دلیل اعمال مدیریت سود در حجم وسیعی اتفاق افتاده است. ورشکستگی شرکت انرون را اولین شکست بزرگ مالی در قرن اخیر و بزرگترین شکست در تاریخ اقتصادی دنیا از بدو تأسیس واحدهای تجاری بزرگ دانسته‌اند. ارزش سهام این شرکت در اواسط سال 2001 به شدت شروع به کاهش نمود و در دسامبر همان سال این شرکت رسماً اعلام ورشکستگی نمود و در این میان سرمایه‌گذاران، بازار سرمایه و دنیای اقتصاد را مات و مبهوت نمود. موضوع به قدری مهم بود که در کنگره آمریکا مورد بحث قرار گرفت و مدیران ارشد شرکت و حسابرسان آن تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند.
ب) در سال 1988 پس از یک انتظار طولانی جهت ارائه صورت‌های مالی، شرکت سان بیم25 در رابطه با عملکرد مربوط به سال 1977 ا
ختلافی در حدود 65% بین سود واقعی و سود گزارش شده خود اعلام داشت. این شرکت افزایش حیرت انگیز سود در سال 77 را ناشی از انعکاس غیر واقعی مخارج حاصل از تجدید ساختار در سال 1966 و همچنین شناسایی نابهنگام درآمدها اعلام کرد.
ج) در سال 1988 ارزش بازار سهام شرکت سای بیس26 بیش از 20% کاهش یافت. این امر هنگامی اتفاق افتاد که اقدام مدیران مبنی بر گزارش گمراه کننده و غیر واقعی میزان فروش شرکت‌های تابعه ژاپنی افشا گردید. در قرارداد فروش عنوان شده بود که مشتریان می‌توانند نرم افزارهای خریداری شده را بعداً و بدون پرداخت جریمه عودت دهند. همانطور که ملاحظه می‌گردد باز هم همانند موارد قبلی دستکاری سود عامل اصلی تمام مشکلات محسوب می‌شود.

2-4-1 تعریف مدیریت سود
مدیریت سود در ادبیات حسابداری از موضوعات نسبتاً تازه و مورد توجه مدیران است که از ابتدای قرن بیستم با انجام تحقیقات مختلفی توسط صاحبنظران این رشته در خارج از کشور مطرح شده است. هر یک از

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید