منبع تحقیق با موضوع اقتصاد دانش محور-خرید و دانلود پایان نامه کامل

دانلود پایان نامه

شبکه های رسمی و غیر رسمی برای عملکرد اقتصادی امری اساسی و حیاتی است. دانش به طور روزافزونی از طریق رایانه و شبکه های اطلاعاتی در جامعه اطلاعاتی در حال ظهور قالب ریزی و انتقال داده می شود. دانش ضمنی (شامل مهارتهای مورد استفاده و به کارگیری دانش قالب ریزی شده) که بر اهمیت یادگیری مستمر به وسیله افراد و سازمان ها تأکید دارد نیز در اقتصاد دانش محور ضروری است. در اقتصاد دانش محور، نوآوری از طریق تعامل تولیدکنندگان و کاربران در مبادله دانش قالب ریزی شده (صریح) و ضمنی محقق می شود؛ این مدل نوآوری جایگزین مدل خطی سنتی نوآوری شده است. تشکیل نظام های نوآوری ملی، که مرکب از جریانها و رابطه میان صنعت، دولت و مراکز علمی در توسعه علم و فن آوری است، عامل تعیین کننده مهمی در اقتصاد های دانش محور است (دانایی فرد، 1388).

صاحبنظران در تبیین نقش دانش در اقتصاد دانش محور، دانش را به نرم افزار (ایده ها) و مهارت افزار یا همان شایستگی تقسیم می کند. سنجش دانش و فعالیتهای مبتنی بر دانش علیرغم وجـود دشـواریهای در ایـن زمینـه توجـه روز افزون اقتصاد دانان، جامعه و سیاست گذاران را به خود جلب کرده است (دانایی فرد، 1388). در عین حال کماکان مستنداتی که نشان دهنده چگونگی توسعه اقتصاد دانش محور و نحوه شناسایی و ارزیابی مهارتها و شایستگی مطرح در آن وجود ندارد.
هرچند در اقتصاد دانش محور، تأکید فراوانی بر روی مهارتها بین فردی و مهارتهای مربوط به سرمایه اجتماعی می شود ولی برای سنجش شایستگی های مبتنی بر روش شناسی و بین فردی، کار زیادی صورت نگرفته، و در مرحله ابتدایی است. با این وجود، پیشرفت هایی در این زمینه، در جریان است (هاممر و بن نت، 1998). به طور مثال سازمان های بسیاری درصددند که مهارت های بین فردی را به عنوان بخشی از ارزشیابی اجرا یا عملکرد، مورد سنجش قرار دهند. هر چند در هیچ کشوری حد یا میزان انتظارات ملی، (یا حتی محلی)، حاصل از ارزیابی اجرا یا عملکرد هر فرد تعیین نشده است. به عکس در بیشتر کشورها، تنها استانداردها یا معیارهایی را برای مهارت های فنی معین کرده اند که تعدادی از این معیارها در کشورهای مختلف به طریقی که قابل قیاس باشند مـورد آزمایـش قرار گرفته اند (بانک جهانی، 2003).
این امر به علت فقدان نوعی روش شناسی مقبول همگانی برای سنجش و توصیف اقتصاد دانش محور است. بعضاً اقتصاد دانش محور بسیار محدود تصویر می شود زیرا فقط به توسعه فن آوری های اطلاعات و ارتـباطات اشاره می کند که بیشتر توصیف اقتصاد جدید است نه اقتصاد دانش محور. اقتصاد دانش محور پدیده بسیار پیچیده ای است (دانایی فرد، 1388). و طبعاً روش شناسی اقتصاد دانش محور نیز دامنه وسیعی از متغیرها را در بر می گیرد. اکثر پژوهشگران معتقدند که روش شناسی اقتصاد دانش محور حول چهار محور اساسی؛ آموزش و توسعه منابع انسانی فراگیر و مادام العمر، نظام کارای نوآوری و اختراعات، زیر ساخت پویا و کارآمد فناوری اطلاعات و ارتباطات، رژیم نهادی انگیزش اقتصادی و نهادی مناسب (فراهم کننده انگیزه های لازم جهت استفاده موثر از دانایی موجود و دانایی جدید و همچنین برای مهیا کردن بسترهای لازم جهت توسعه کارآفرینی) قابل تصور است. (نادری، 1384).
به طور خلاصه در اقتصاد دانش مـحور کـشورهای در حـال تـوسعه و بـرخی اقتصاد های در حال گذار، با چالش های بسیار عظیم در نظام های مهارتی در کشورشان مواجه هستند. برای حل این مشکلات، اولاً: آن ها باید سطح پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان را در مهارت های اصلی مانند: زبان، ریاضی و علوم بالا ببرند. ثانیاً: یادگیرندگان را به کسب مهارت و کفایت های جدید، تشویق کنند. ثالثاً: تمام این قابلیت ها برای اکثر یادگیرندگانی با مشخصات گوناگون، انگیزه ها، تجربه ها و استعدادهای متفاوت، امکان پذیر باشد (بانک جهانی، 2003). اگر نظام آموزش و کارآموزی کشورهای در حال توسعه و برخی کشورها با اقتصادهای در حال گذار، یادگیرندگان را با توجه به نیازشان تعلیم ندهد، و مهارت های لازمه را به آنها نیاموزد، در رقابت مبتنی بر دانش، کنار گذاشته و یا ناچیز شمرده می شوند. سیاستگزاران بایستی برای برطرف کردن این معضل، تغییری بنیادی در نظام آموزشی ایجاد کنند. آماده سازی افراد برای رقابت در اقتصاد مبتنی بر دانش، مستـلزم الـگوی جـدید آمـوزش و کـارآموزی، یـا یک الگوی یادگیری مادام العمر می باشد. که شامل آموزش رسمی، آموزش های غیر منسجم، غیر سازمان یافته و آموزش غیر رسمی می شود (بانک جهانی، 2003).
آنچه امروز بعنوان دانش در اختیار دانشجویان قرار می گیرد صرفاً تئوری بوده و جنبه های کاربردی آن و ارتقاء مهارت، برای تبدیل دانش تئوریک به دانش کاربردی در بسیاری از رشته های دانشگاهی در حد بسیار محدود (بجز رشته های خاص) اجراء می شود. تقویت روحیه خلاقیت و متبلور ساختن صفات کارآفرینی در میان دانش آموختگان دانشگاهها بسیار ضعیف می باشد (نادری، 1384). در محدوده نظام آموزش و پرورش رسمی هم معلم منبع اطلاعات محسوب شده و یادگیرندگان به صورت طوطی واری مطالب را از آموزگار یاد می گیرند. این روش یادگیری، افراد را برای زندگی و کار در یک اقتصاد مبتنی بر دانش آماده نمی کند. شایستگی های که مورد تقاضای اقتصاد دانش محور می باشد؛ چون: کار گروهی، مشکل گشایی و انگیزش برای یادگیری مادام العمر، در شرایطی که معلم واقعیت ها و یا مطالب را به یادگیرندگان تحمیل کرده و آن ها صرفاً از طریق تکرار یاد می گیرند، بدست نمی آید. این نوع یادگیری، بایستی جای خود را به نوع جدیدی از تعلیم دهد که تأکید بر ابتکار، اجرا، تحلیل، ترکیب دانش و یادگیری گروهی در طول عمر یادگیرنده داشته باشند (بانک جهانی، 2003).
در کشور ما نیز که ارتباط بین نهادهای علمی، پژوهشی و تحقیقاتی با مراکز صنعتی و سایر حوزه های اقتصادی نهادینه نشده، هم چنین تلاشی در جهت کاربردی کردن پژوهشها در سطح قابل انتظار صورت نگرفته است (نادری، 1384) می طلبد تا نظام آموزشی از سطوح ابتدائی تا دانـشگاه مـورد بـازنگـری قرار گیرد. به گونه ای که الزامات نیروی انسانی خاص اقتصاد دانش محور محقق شود. حـوزه های کلـیدی مـورد بـررسی می تواند شامل برنامه های درسی، شیوه های آموزشی، امـکانات و تسهیلات آموزشی و شغل معلمی باشد. برنامه های درسی باید بر آموزش قابلیت های محوری تأکید کند و در راستای تغییر الزامات و شایستگی های نیروی انسانی باشد. به آموزش های فنی و حرفه ای باید اهمـیت بیـشتری داد و چـنان بازنـگری شوند که شایستگی های مورد نیاز اقتصاد دانش محور را ایجاد کنند. مضافاً، شیوه های آموزشی باید خلاقیت، نیروی ابتکار عمل، نوآوری و همین طور مهارتهای اندیشیدن و تحلیل کردن را پرورش دهد. سازمان ها و صنایع بایستی تشویق شوند تا بتواند مشوق های لازم برای یادگیری و بازآفرینی شایستگی ها و مهارتهای کارآفرینانه را در کارکنان خود به وجود آورند.
2-5- نظریه جهانی شدن
کاربرد عمومی کلمات جهانی شدن، جهانی و جهانی سازی تقریبا از سال 1960 شروع شد (صالحی عمران، 1386). جهانی شدن به تدریج تبدیل به یکی از مسائلی شده است که بسیاری از صاحبنظران اجتماعی را وادار کرده تا بتوانند به وسیله آن انتقال به جامعه انسانی هزاره سوم را درک کنند.
اما با این همه به دلیل وجود دیدگاه ها و نظریات مختلف در زمینه جهانی شدن، هنوز ماهیت جهانی شدن فاقد روشنی و وضوح است. دیدگاه ها و نظریه های جهانی شدن را می توان به صورت پیوستاری ترسیم نمود که در یک سوی آن تغییر همه جانبه، ناهمسانی و چند قطبی شدن قرار دارد و در سوی دیگر آن یکسان سازی و تک قطبی شدن جهان جای می گیرد (مهر علی زاده، 1384).
از جهانی شدن تعاریف مختلفی ارائه شده است که به منظور تبییـن بهتر این مفـهوم، به برخی از مــهمتـرین آنها اشـاره میشود. آنتونی گیدنز جـهانی شدن را تقویـت روابط اجتـمـاعی جـهانی که مـکان های دور را به هم مرتبـط می سازد تعریـف می کند. بـر این اساس، رویدادهای محلی به وسیله رویدادهایی شکل می گیرند که کیلومترها از هم دور و در حال اتفاق افتادن است و برعکس ( صالحی عمران، 1386). از نظر پراتون جهانی شدن فرآیندی از تحول است که مرزهای سیاسی و اقتصادی را کمرنگ، ارتباطات را گسترش و تعامل فرهنگ ها را افزون می نماید (دادگر و ناجی میدانی، 1382). از نظر اوگارتچ (2000) جهانی شدن یعنی رشد فعالیت اقتصادی که از مرزهای ملی و ناحیه ای فراتر می رود. در واقع، جهانـی شـدن یعنی حرکت رو به رشد کـالاهـا و خـدمات از طریق تـجارت و سرمایه گذاری و نیز مبادله اطلاعات در زمان واقعی (صالحی عمران، 1386).
در مجموع باید جهانی شدن را پدیده ای چند بعدی و قابل تسری به اشکال گوناگون عمل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، نظامی و فناوری و نیز نمونه های عملی اجتماعی همچون محیط زیست دانست. به عبارت دیگر جهانی شدن موجـب ظـهور عـوامل جـدیـد اقتصادی، اجتمـاعی و سیـاسی نظیـر راهبـردهای بین المللی، توسعه مؤثر فناوری اطلاعات و ارتباطات و ظهور اقتصاد مبتنی بر اطلاعات شده است. به همین خاطر جهانی شدن را می توان به معنای توسعه وابستگی متقابل و ارتباط میان ملل در حوزه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دانست.

با تأکید بر جنبه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، می توان مهم ترین مؤلفه های جهانی شدن را رقابت، ادغام اقتصادی، سیاست بازار سرمایه، تجارت الـکترونیـکی، اهمـیت یابـی اطلاعات، آگـاهی های همزمان، کاهش نفوذ دولت های مرکزی، تخصصی شدن فعالیت های تولیدی، مصرف گرایی، و کم شدن ارزش هـای سـنتی بر شـمرد. هر چند جهانی شدن لزوماً یک پدیده صرفاً اقتصادی نیست، ولی بعد اقتصادی آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. پدیده جهانی شدن تغییرات و تحولات عمیقی را در ساختارهای اقتصادی و درنتیجه بازارکار به وجود آورده است.
در فرایند جهانی شدن جریان سـرمــایـه گـذاری، تـمامـی مرزهـای مـلی را پشت سر می گذارد و سرمایه گذاران استقرار و یا انتقال کارخانه در خـارج از قلمرو ملی خود را بر محدوده ملی کشورشان ترجیح می دهند. بازار منطقه ای و جهانی بیش از بازار مصرف محلی مورد توجه قرار می گیرد. استانداردهای جهانی محصولات به تدریج رایج می شود و شیوه نوین تقسیم کار، تبعیضات و نابرابری زنان و مردان را به طور چشمگیری کاهش می دهد (کرمی و دیگران، 1387). در بعد اقتصادی جـهانی شــدن، نـظام تـولید در مقیاس بین المللی موجب می شود سازمانها در بازارهای خارجی حضور پیدا کنند و تولیداتی کارا و اقتصادی برای بازارهای محلی داشته باشند. از طرفی اقتصاد به سمت کثرت، ناهمسانی و چند قطبی شدن گرایش پیدا می کند. از نظر تافلر حرکت از ساخت دستی و ناهمسان به تولید انبوه و همسان و سرانجام به شکل جدید و پیشرفته ساخت دستی و ناهمسان از ویژگی های بارز اقتصادی جهانی شدن است (مهرعلی زاده، 1384). همچنین، در طی فرایند جهانی شـدن، استانداردهای جهانی محصولات به تدریج رایج می شود (کرمی و دیگران، 1387).
جهانی شدن با کم رنگ کردن مرزهای اقتصادی موجب وابستگی اقتصادی متقابل کشورهای جهان شده است. به عبارت دیگر جـهانـی شـدن اقـتصاد، فـرایند ادغام اقتصادهای ملی در یک اقتصاد فراگیر جهانی است که در آن عوامل تولید ( نیروی کار و سرمایه)، تکنولوژی و اطلاعات، آزادانه از مرزهای جـغرافـیایی عــبور می کند و محصولات تولیدی (اعم از کالاها و خدمات) نیز آزادانـه بـه بـازارهــای کشورهای مختـلف وارد می شود.
فرایند ادغام اقتصاد جهانی تغییرات و تحولات عمیقی را در ساختارهای اقتصادی بوجود آورده است. از مشخصه های اصلی این فرایند اتکا بیشتر به نظام بازار، خصوصی سازی، نقل و انتقال بین المللی سرمایه، رشد تجارت فرامرزی، تحولات اساسی فناوری، جهانی شدن تولید و آزاد سازی در ابعاد مختلف آن اعم از آزاد سازی تجاری و بازارهای مالی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی از مهمترین نشانه های اقتصاد جهانی است (رمضان پور، 1384).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جهانی شدن اقتصاد، تأثیراتی را نیز بر اشتغال در سراسر جهان بوجود آورده است. کاری که پیش از این در کشورهای صنعتی انجام می شد، اکنون در کشورهای در حال توسعه و غالباً ارزان تر انجام می شود. این نه تنها در مورد مشاغل کم مهارت خط مونتاژ، بلکه در مورد مشاغل مستلزم مهارتهای بالای کامپیوتری و مهندسی نیز صدق می کند. حتی صنعت خدمات از رقابت جهانی شغلی به دور نیست (رمضان پور، 1384).
عمده ترین تأثیری که جهانی شدن بر کار داشته اینست که بجای اینکه مشاغل به افراد دارای دانش و تخصص خاص نیاز داشته باشند بخاطر تغییری که در ماهیت کار ایجاد شده است، به افرادی نیاز دارد که دارای مجموعه ای از مهارتها باشند. تغییرات و تحولات به وقوع پیوسته در بازار جهانی، کار را بسیار پیچیده، انتزاعی و بر پایه دانش کرده است. در نتیجه مشاغل با افزایش نیاز به داشتن مهارتهای سطح بالایی از خواندن، ریاضیات، حل مساله و دیگر مهارتهای شخصی و کاری مواجهند (مارکوارت و برگر، 2003). این تقاضای جهانی برای انواع خاصی از مهارتهای عالی تر، علی الخصوص در اقتصادهایی که با فرایند جهانی شدن ارتباط بیشتری دارند، از تقاضا برای کارهای غیرماهرانه و نیمه ماهرانه می کاهد (کارنوی، 1384).
در گزارش سال 2002 براسلاوسکی از امریکای لاتین به برخی از تغییراتی که جهانی شدن اقتصاد بر روی نیروی کار و اشتغال در حال وقوع ایجاد کرده است، اشاره ای شده است:
کاهش فرصت های شغلی به دلیل پیشرفت در تکنولوژی و مکانیکی شدن برخی وظایف
ایجاد مشاغل جدید به دلیل توسعه تکنولوژی اطلاعاتی
افزایش استخدام غیررسمی به جهت نیاز مشاغل به مهارتهای جـدیـد و تمـایل افـراد بـرای کـسب فرصت های شغلی بهتر
تغییرات سریع در ویژگی های شغلی به خصوص با در نظر گرفتن مهارتهای خاص همچون ارتباطات و حل مساله
تغییر میزان کار و فعالیت به دلیل بین المللی شدن بازارکار
اهمیت یافتن کار تیمی در شرکت های تجاری
تمایل بسیاری از جوامع پیشرفته در مورد خصوصی سازی خدمات عمومی (نقل ازآتشک و نوروززاده، 1387).
در مجموع جهانی شدن در بعد اقتصادی در شرایط نوین به طرق مختلف بر ماهیت مهارتهای مورد نیاز بازار کار تاثیرگذار است. به گونه ای که اشتغال در بازار کــار جـهانـی مـهارتها و شـایستگی های ویژه ای را می طلبد.
2-5-1- بازارکار جهانی و شایستگی های نیروی کار
صاحبنظران مختلف شایستگی ها و مهارتهای مختلفی را برای اشتغال در بازار کار جهانی و موفق بودن در انجام وظایف شغلی مطرح می کنند که به نمونه ای از آنها اشاره می شود.
صالحی عمران(1386) مهارتهای چهارگانه ای را به عنوان مهارتهای اشتغال زا نام می برد که عبارتند از علم چگونگی یادگیری، ارتباطات، مهارت تیمی و مهارت حل مسئله
اسپنسر و اسپنسر(1993) شش گروه شایستگی را به شرح ذیل شناسایی کردند:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید