نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

به
وَ: (و). عطف؛ بَایَعَنِی: ف م ب (ـَـ)، (ن). وقایه، (ی) م. به؛ النَّاس: فاعل؛ غَیرَ: حال؛ مُشتَکرَهِینَ: مضاف إ، (و). عطف؛ وَلا: ح. نفی، مُجبَرِینَ: معطوف،؛ بَل: ح. عطف؛ طَائِعِینَ: معطوف، (و). عطف [م]؛ مُخَیَّرِینَ: معطوف
وَ: (و) اسنثناف؛ اعلَمُوا: ف أ ب [ن]، (و) فاعل؛ أَنَّ: ح. نسخ؛ دَارَ: اسم أَّ؛ الهِجرَهِ: مضاف إ؛ قَد: ح. تحقیق قَلَعَت: ف م ب (ـَـ)، (ت). تأنیث، فاعل [هی]، خبر أنَّ [مل]، جار و مجرور، (ه) مضاف إ
وَ: (و). عطف؛ قَلَعُوا: ف م ب (ـُـ)، (و) فاعل؛ بِهَا: جار و مجرور؛ وَ: (و). عطف؛ جَاشَت: ف م ب (ـُـ)، (ت). تأنیث، فاعل [هی]؛ جَیشَ: م. نطلق؛ المِرجَلِ: مضاف إ، (و). عطف
وَقَامَتِ: ف م ب (ـَـ)، (ت). تأنیث؛ الفِتنَهُ: فاعل؛ عَلَی: ح. جرّ؛ القُطبِ: مجرور، (ف). فصیحه؛ فأَسرِعُوا: ف إب [ن]، (و) فاعل؛ إِلَی: ح. جرّ؛ أَمِیرِکُم: مجرور، (ک) مضاف إ، (و). عطف
وَبَادِرُوا: ف أ ب [ن]، (و) فاعل؛ جِهَادَ: م. به؛ عَدُوَّکُم: مضاف إ، (ک) مضاف إ؛ إِن: ح. شرط جازم؛ شَاءَ: ف م ب (ـَـ)؛ الله: فاعل؛ عَزَّ: ف م ب (ـَـ)؛ فاعل [هر]؛ وَ: (و). عطف؛ جَلَّ: ف م ب (ـَـ)، فاعل [هر]
بابُ المُختارِ = باب اختیار شده باب خبر است. برای مبتداء محذوف و مقدر که هُنتا یا هذا یا دیگر مُختار هم مضاف الیه می‌باشد.
جَبهَهِ = از جَبَهَ از باب م زدن بر پیشانی … جَبهَهِ = پیشانی = اسم است ـ بزرگ قوم جَبهَهِ = بزرگ قوم
سَنامِ = از سَنِمَ از باب ف بیرون آوردن شکوفه ـ بزرگ شدن کوهان سَنام = کوهان شتر معظم هر چیز سَنام = (مفرد است سیاق جمله جمع) بزرگان
اِستعبابَُ = از عَب (مضاعف) از باب ن جُرعه ـ جُرعه خوردن ـ پی در پی خوردن ـ صدا کــــردن از باب استفعال = طلب رضایت کردن اِستعبانبَهُ = طلب رضایت کردن او
وَجِیفُ = از وَجَفُ از باب ض طپیدن ـ بیآرام شدن ـ سرعت کردن وَجِیفُ = اسم است = یا مصدر سرعت کردن ـ سرعت ـ سخت رفتن ـ سخت راندن
اَرفَـقُ= از باب ن ـ ک ـ ف نرمی نمودن ـ رفاقت کردن از باب افعال = نرمی نمودن ـ سود رساندن اَرفَقُ = اسم تقضیل = آهسته‌ترین ـ نرم‌ترین
حِدائِهما= از حَدَوَ (حَدی) از باب ـ رَجَز کردن ـ درشت راندن حِدائِهما درشت راندن آن‌ها ـ سرعت دادن آن‌ها
عَنَیفُ= از عَنُفَ از باب ک درشتی نمودن ـ عنیف = درشتی ـ سختی ـ تندی
فَلتَهُ= از فَلتَ از باب ض رها و خلاص کردن ـ فوت شدن فَلتَهُ = کار ناگهانی ـ بی‌اندیشه ـ دفعتاً
اُتِیحَ= از تَوَحَ (تاحَ) از باب ض مهیّا شدن ـ آماده شدن از باب افعال = آماده شدن ـ برانگیخته شدن اُتِیحَ = آماده شدند ـ برانگیخته شدند
2. 1. 2. بررسی الفاظ غریب
1. 2. 1. 2. سنام
«وَ سَنَامِ الْعَرَبِ»
«سنام» از دیگر واژه‌های غریب به کار برده شده در نهج البلاغه است که از ریشۀ «س ن م» و به معنای علو و ارتفاع و نیز به معنای بالاترین جای کوهان شتر که کنایه از بزرگی و بلندای مقام است و همچنین نوک درخت که بسیار نازک است و بالاترین ارتفاع آن است آمده و «تسنّم» رفتن به بالاى شى‏ء است. از این ماده پنج مورد در نهج البلاغه آمده است، دربارۀ اهل بیت ^ فرموده:
«بِنَا اهْتَدَیتُمْ فِی الظَّلْمَاءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَهَ الْعَلْیاءِ وَ بِنَا أَفْجَرْتُمْ عَنِ السِّرَار »؛
«به وسیله ما از ظلمات شرک و جهالت هدایت یافتید، و به درجه عالى ایمان و شرافت بالا رفتید و به وسیله ما داخل صبح شدید از ظلمت آخر شب.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.