آذر ۷, ۱۳۹۹

اعتبار حافظه بلند مدت چقدر است؟

تاحالا قربونی دزدی خاطره شده اید؟ تاحالا پیش اومده کسی یکی از خاطرات شما رو بدزده و به اسم خاطره خودش نقل کنه؟ شاید تعجب کنین اگه بدونین این پدیده چقدر شایعه. اون طور که یافته های یه پرسشنامه درباره «قرض گرفتن خاطره» می گوید، خیلی ها مثل شما هستن.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ بیشتر در این باره گفته ام که وقتی ما داستانی رو با هم تعریف می کنیم، به مرور روی یه نسخه مقبول همه به اجماع می رسیم. در آخرً روی اینکه دقیقاً چه اتفاقی افتاد توافق می کنیم و همه، داستان اون تجربه مشترک رو به یه شکل تعریف می کنیم.

شکل دادن به یه روایت مشترک روش عادی ما واسه یادداشتن اتفاقات مشترک با همکاران و دوستان و اعضای خانواده س. البته وقت هایی هم هستن که ما درباره گذشته بحث می کنیم؛ اما درباره خاطره مشترکمون به توافق نمی رسیم و به جای توافق یه خاطره مشترک و یه اختلاف نظر داریم.

اما خاطرات مشترک می تونن درخشش یه رفتار مجرمانه در قبال خاطرات هم باشن: ً افراد خاطرات رو از هم قرض می گیرند و می دزدند! در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۵ بوسیله براون، کادراو، فیلدز و مارش منتشر شد، از مردم درباره خاطرات قرضی سوال شد و نشونه های محکمی از این پدیده دیده شد.

بیشتر از نصف جواب دهنده ها یکی از داستان هاشون رو از کسی دیگه به عنوان داستان خودش شنیده بودن؛ یعنی، دزد خاطره ماجرا رو طوری تعریف کرده بود که انگار خودش در اتفاق حاضر و شریک بوده است.

تقریباً همین تعداد هم اعتراف کردن که خودشون دزد خاطره بوده ان و داستان کسی دیگه رو به عنوان داستان خودشون تعریف کرده ان.

بعضی داستان ها اونقدر خوبند که باید تعریف شن؛ حتی اگه واقعا مال خودتون نباشن. ً دور و بر ما پر از این دزدهای خاطراته. جای تعجب نیس که بیشتر جواب دهنده های این مطالعه گفته ان که سابقه داشته است با کسی درباره مالکیت خاطره بحث و دعوا کرده باشن.

اونا تأیید می کنن که با کسی درباره اینکه ماجرایی واسه کدوم شون اتفاق افتاده است، مخالف بوده ان.

در بیشتر موارد گزارش شده بوسیله براون و همکارانش، ادما از اینکه خاطره ای رو از کسی قرض گرفته ان آگاه بودن؛ اما بعضی از این موارد باید مربوط به زمان هایی باشه که افراد رو راست، اما به اشتباه، باور داشته ان که خاطره و ماجرا مربوط به اوناس.

یک مطلب دیگر:
اصول بازاریابی پیامکی موفق

من و دانشجویانم این مدل جرائم حافظه رو مورد مطالعه قرار دادیم (هایمن، راندهیل، ورنر و ربیروف، ۲۰۱۴). ما به گروه های دو نفره از افراد، مجموعه هایی از اطلاعات واسه مطالعه می دادیم که دارای قسمت های مشترک بودن. بخشی از اطلاعات بوسیله هر دو نفر و بخشی دیگه فقط بوسیله یکی از اونا، دیده شده بود.

اینطوری هر فرد مقداری اطلاعات مشترک و مقداری منحصر بفرد مطالعه کرده بود؛ بعد دو نفر مشغول یه روند یادآوری شراکتی شدن. اونا تلاش کردن با همکاری هم اطلاعاتی که خونده بودن رو به خاطر بیارن. نکته ماجرا اینجا بود که بعد از این مراحل از افراد خواسته شد تو یه آزمون حافظه مشخص کنن، کی کدوم بخش از اطلاعات رو مطالعه کرده است.

« این اطلاعات رو هر دو دیده بودین یا فقط شما یا فقط شریک تون؟» از اینجای کار شرکت کننده ها به دزد خاطره تبدیل می شدن و اطلاعاتی که فقط شریک شون دیده بود به عنوان حافظه خودشون اعلام می کردن.

اینطوری مشخص می شه که ما دو جور دزدی خاطره داریم: وقت هایی هست که کسی خاطره ای رو می دزدد، اما می دونه که داره داستانی از کسی دیگه رو قرض می گیرد؛ اما وقت هایی هم هست که ما خاطره ای از کسی رو به عنوان خاطره خودمون محسوب می کنیم، در حالی که واقعا باور داریم ماجرا واسه ما اتفاق افتاده است.

ما بیشتر نگران سرقت هویت هستیم. نگران هستیم کسی به اندازه کافی اطلاعات از ما بدزده که بتونه به اسم ما به حساب های بانکی مون یا اسناد و مدارک دیگه دسترسی پیدا کنه؛ اما وقتی کار به خاطرات می رسد، همه دزد هویت می شیم. داستان های بقیه و روایت های اونا از ماجراهای مشترک رو به نام خودمون جا می زنیم.

بخشی از چیزی که من هستم، چیزیه که از گذشته ام به خاطر می آورم؛ اما بخشی از خاطراتم واقعا مال من نیستن. ممکنه داستان هایی باشن که دزدیده ام و به عنوان خاطرات خودم پذیرفته ام.

ما متناوبا طرفداری خودمدارانه ای نسبت به خاطرات داریم: «اگه من یادم میاد، پس این خاطرهٔ منه؛» اینطوری من ترکیبی از خاطرات اصلی خودم و اونایی که از دوستان و اعضای خونواده دزدیده ام می شوم، یه دزد هویت.

خواب و تقویت حافظه

چیجوری تمرکز خود رو حفظ کنیم؟

سپیده دانایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *